تو ای حسین!
با تو چه بگویم؟
"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل"
و تو ای چراغ راه،
ای کشتی رهایی،
ای خونی که از آن نقطه ی صحرا،
جاودان می تپی و می جوشی،
و در بستر زمان جاری هستی،
و بر همه ی نسل ها می گذری،
و هر زمین حاصل خیزی را سیراب خون می کنی،
و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی،
و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرّمی می نشانی،
ای آموزگار بزرگ شهادت!
برقی از آن نور را
بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن!
قطره ای از آن خون را
در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز!
و تَفی از آتش آن صحرای آتش خیز را
به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش!
ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی
تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی،
تا با هر قطره ی خونت،
ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری
و کالبَد مرده و فسرده عصری را گرم کنی،
و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!
ایمان ما، ملّت ما، تاریخ فردای ما، کالبَد زمان ما،
"به تو و خون تو محتاج است".
دكتر شريعتي مينويسد:"امام حسين (ع) يك شهيد است كه حتي پيش از كشتهشدن خويش به شهادت رسيده است نه در گودي قتلگاه،بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد حاكم مدينه كه از او بيعت مطالبه ميكرد ، "نه" گفت، اين، "نه" طرد و نفي چيزي بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."
او همچنين مينويسد: "شهادت حسيني شرايط ويژه خود را ميطلبد وقتي ظلم، انحطاط و انحراف همهگير ميشود و ارزشهاي والاي اسلامي مسخ ميگردد و موعظهها بر گوشهاي سنگين كارگر نميافتد، حسين باهمه دانايي به عدم توانايي خود در پيروزي ظاهري بر دشمن، علنا به پيشواز مرگ ميرود و با انتخاب شهادت، بزرگترين كاري را كه ميشد كرد، انجام ميدهد."